ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1064

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

علوم ادبيّه و ساير رسوم عربيّه و نظم اشعار پهلوى و تحرير خطوط متنوّعه ، رشك‌فرماى نقوش مانوى بىبديل است و در مراسم رشادت و جلادت بىعديل . در ايّام وليعهد مغفرت آيات به منصب ارجمند نايب الاياله‌گى مملكت آذربايجان سرافرازى داشت و در زمان اين دولت روزافزون ، به فرمانفرمايى ملك فارس نامزد گشته در دار العلم شيراز بناى توقف گذاشت . با اهل آن ولايت نساخت و عاقبت به سبب هجوم عامه در ارگ محصور گشته لاعلاج به عزيمت دار الخلافه پرداخت . پس از چندى كه اهالى مملكت ، حكّام ديگر را تجربت كردند روى باطن به سوى او آوردند . ولى هنوز سعى ايشان به جايى نرسيده و زياده امور آن ملك پريشان است . با مؤلّف كمال التفات را دارد و اكثر اوقات حضور را به صحبت كمالات مىگذارد . مدايح او را حقير بسيار سرود و قدرى از آن را به جهت يادگار تحرير نموده است . غزل : كى بود اى دل كه شام هجر سرآيد * كوكب اقبال از دَرَم به در آيد نغمه زن آيد به صحن باغ هزاران * زاغ به ويرانه رفته نوحه‌گر آيد جان ز تنم رفت دوست چون سفرى شد * باز بيايد چو يارم از سفر آيد از خبر آمدن ز جسم رود جان * آه از آن دم كه يار بىخبر آيد وعدهء سحر داده است كوكب بختم * چند شمارم ستاره تا سحر آيد دل چو سگى خانگى و از سر آن كوى * بيشترش گر زنند ، بيشتر آيد هجر تو اى شاه مايهء ضرر آمد * وصل تو اى ماه دشمن خطر آيد موسى و عيسى ضرورتست به امت * كار نبوّت كجا ز كاه خر آيد فتنه ضحّاك كم شود ز فريدون * باش كه تا نطع كاوه با ظفر آيد كى بود از لطف كردگار كه اين شعر * بر دهن خاورى ز سينه برآيد رفت چو فرهادبار يافت فريدون * ديو چو بيرون رود فرشته درآيد « 1 »

--> ( 1 ) . در تذكره خاورى موجود نيست .